خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





معلم بازی

    از شر.ع مدرسه رفتن زینب خانوم ما هرروز شاهد معلم بازی های ایشون هستیم با شاگردان فرضی

    حرکات کلمات حالات چهره ی مربیهاش کامل توی رفتار و بازی هاش هویداس

    تکیه کلامهای مربیهای عزیزش

    نوع برخورد با هر کودک

    و محبتهای مربیهایش  به کودکان

    از ابتدای راه صادقانه با هم حرف میزنیم

    حتی روزهایی که به هر دلیلی مربی هایش را ناراحت میکند و عذاب وجدان میگیرد ...

    اینقدر این لحظه برایم جذاب است که نگرانم از فراموش شدنش

    زینب طلا:مامان امروز بازارچه داشتیم تو مدرسه ولی من پول نبرده بودم بعد خواهر فاطمه دوستم لواشک میفروخت به من همینچوری بدون پول داد سمیه چون گفت جلو بچه ها ی دیگه نخوری  و بذار تو کیفت تو خونه بخور

    زینب خانوم تحمل نمیکنند  و یواشکی لواشک رو باز میکنند و میل میکنند البته دور از چشم مربی

    و بعد هم خالصانه میروند و نزد مربی عزیزش اعتراف میکند و میگوید که لواشک را خورده

    مربی هم که اصلا انتظار همچین حرکتی را از دخترک نداشته ناراحت شده و به دخترمان میگویند که ناراحت شده اند از کارش

    دخترک به خانه میآید و میزند زیر گریه

    ازین که مربیش را ناراحت کرزده همه ی ماجرا را شکسته بسته تعریف میکند یک چمله از اول ماچرا و یک چمله از اخر

    ....

    بیقراریهای دخترک عچیب بود

    از مربی که پرسیدم ماجرا را گفتند و ...

    دخترکمان مربیهایش را بسیاران دوست دارد و طاقت ناراحت کردنشان را ندارد

    مادر فدای قلب مهربانش

     


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مربی ,ناراحت ,دخترک ,لواشک ,میکند ,زینب ,زینب خانوم ,
    معلم بازی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده